تهدید نظامی ایران تنها منجر به وخیمتر شدن بنبست میشود
اوباما در جریان سفر ماه مارس خود به سرزمینهای اشغالی به خبرنگاران گفت: «آمریکا به مشورت نزدیک با اسرائیل درباره گامهای بعدی ادامه میدهد. و من تکرار میکنم که همه گزینهها روی میز هستند.» و در تازهترین تحول، کمیته روابط خارجی سنای آمریکا رای به تصویب قطعنامه 65 داده و تایید کرد که در صورت وارد شدن اسرائیل به جنگ علیه ایران، آمریکا نیز دست به این کار خواهد زد. ایران در جریان مذاکرات ماه آوریل در آلماتی پیشنهاد گروه 1+5 را رد کرد. ایرانیها اعلام کردند که تعهد آنها به عمل به درخواست قدرتهای جهانی برای شفافیت حداکثری و اطمینان از عدم در اختیار داشتن توان تولید تسلیحات هستهای باید با احترام به حقوق اساسی ایران برای غنیسازی اورانیوم بر اساس انپیتی و کاهش تحریمها همراه باشد. این درخواست منطقی نباید با تهدیدهای مداوم اقدام نظامی علیه ایران همراه باشد. در حالی که گفتوگوها در حال وارد شدن به مسیر منطقی هستند، تهدید مداوم ایران به حملات نظامی تنها منجر به انحراف روند کنونی و وخیمتر شدن بنبست میشود.
تهدیدات نظامی در ترغیب ایرانیها به توقف برنامه صلحآمیز هستهایشان بیتاثیر است
دو تئوری میتواند تهدیدات افزایشیافته اخیر آمریکا علیه ایران را توضیح دهد. اول اینکه برخی معتقدند تهدیدات منجر به دست کشیدن ایران از موضع اصولیش در دفاع از حقوق مشروعش برای استفاده از فناوری هستهای میشود که البته باید به این نکته توجه کرد که این راهبرد هرگز کارایی نداشته و در آینده نیز نخواهد داشت. یکی از دلایل این مسئله این است که طیف گستردهای از نخبگان ایران که قدرت را در دست دارند، معتقدند که هرگونه مصالحه از جمله تعلیق غنیسازی اورانیوم تحت اجبار، تهدید و ارعاب راه را برای اجبار و درخواستهای آمریکا برای عقبنشینی بیشتر باز میکند. آنها میگویند که هرگونه نرمش این پیام را به آمریکا میدهد که بکارگیری زور کارایی داشته و بدین ترتیب واشنگتن دیگر مسائل حقوق بشری و ادعاهای مربوط به حمایت ایران از تروریسم را به منظور سرکوب با تهدید و فشار بیشتر برای ساقط کردن نظام سیاسی کشور مطرح خواهد کرد. علاوه بر این، تهدیدات نظامی در ترغیب ایرانیها به توقف برنامه صلحآمیز هستهایشان بیتاثیر است زیرا کارشناسان نظامی در ایران معتقدند که آمریکا نمیتواند عملیات نظامی درازمدتی را علیه این کشور اجرا کند. در میان دلایل متعددی که این کارشناسان به آن اشاره میکنند میتوان به این مسئله اشاره کرد که جنگ نامنظم در خلیج فارس که محل عبور محمولههای نفتی است به شدت خطرناک بوده و جریان نفت تقریبا متوقف خواهد شد که این مسئله منجر به بالا رفتن شدید قیمت نفت شده و ارتش آمریکا را تحت فشار اقتصادی داخل این کشور و جامعه بینالملل وادار به عقبنشینی میکند.
وزیر دفاع آمریکا نیز مخالف حمله واشنگتن به ایران است
اینکه تهران از نظر نظامی قادر به چنین کاری هست یا نه مسئله اصلی نیست. مسئله اصلی این است که در اذهان ایرانیها این کشور توانایی قطع تولید نفت در منطقه را با حمله به تانکرهای نفتی، خطوط لوله نفت، پالایشگاهها و تاسیسات تولید آن را دارد. با توجه به این ذهنیت، زبان تهدید سلاحی موثر نیست. تئوری دوم که از تهدیدهای فزاینده علیه ایران حمایت میکند این است که آمریکا در اصل بر اظهاراتش پایبند است و قصد حمله به ایران را در صورت برآورده نشدن انتظارات آمریکا از مذاکرات کنونی دارد. اگر این تئوری باقی بماند، راهبرد تعیینشده برای حل مسئله هستهای خدشهدار میشود. روز 13 سپتامبر 2012، سندی با عنوان ارزیابی منافع و هزینههای اقدام نظامی علیه ایران پس از تایید بیش از 30 تن از کارشناسان ارشد امنیتی آمریکا در بخش دولتی، نظامی و دیپلماتیک منتشر شد. در میان افراد معروفی که این سند را تایید کردهاند میتوان به «چاک هیگل»، وزیر دفاع جدید آمریکا اشاره کرد. این گزارش نتیجهگیری میکند که حمله یکجانبه اسرائیل منجر به تعویق برنامه هستهای ایران به مدت دو سال و حمله آمریکا منجر به تعویق چهارساله آن خواهد شد. هیچ حملهای نمیتواند دانش بومی هستهای که ایرانیها بدست آوردهاند را از بین ببرد. اگر به ایران حمله شود، این کشور از انپیتی خارج شده و احتمالا دست به نظامی کردن برنامه هستهایش میزند و این شکست هدف سیاستهای زورگویانه آمریکا خواهد بود. اما مهمتر از همه اینکه، حمله به تاسیسات هستهای ایران بیشک منجر به جنگی همهجانبه خواهد شد حتی اگر آمریکا قصد ورود به آن را نداشته باشد. ایران با شدت تمام به چنین حملهای واکنش نشان میدهد.
آمریکا نباید تواناییهای ایران را دستکم بگیرد
رویکرد آمریکا از افزایش تهدیدها علیه ایران کارایی نخواهد داشت. اگر دولت آمریکا واقعا خواستار راه حلی دیپلماتیک است، این زبان مانعی مهم در دستیابی به راه حل محسوب میشود. علاوه بر این، اگر آمریکا قصد حمله به ایران را دارد نباید تواناییهای ایران را دستکم بگیرد. دستکم گرفتن یکی از عوامل اصلی بسیاری از جنگهای طولانی آمریکا در کشورهایی چون ویتنام و افغانستان بود. در عین حال، تبعات چنین جنگی برای آمریکا حتی بیشتر از کل جنگهای انجامشده در افغانستان و عراق خواهد بود.
زمان تعامل واقعی واشنگتن با ایران فرا رسیده است
روز 17 آوریل، «پروژه ایران» گزارش سوم خود را با عنوان گزینههای راهبردی درباره ایران: ایجاد تعادل میان فشار و دیپلماسی منتشر کرد. مقامات سابق امنیت ملی، افسران نظامی و کارشناسانی که دههها تجربه درباره خاورمیانه دارند در نوشتن گزارشی متعادل درباره گزینههای راهبردی برای برخورد با ایران مشارکت کردند. آنها در این گزارش گفتند که زمان تعامل واقعی واشنگتن با ایران فرا رسیده است. نویسندگان و حامیان این گزارش ارزیابی کردند که 90 درصد از انرژی که آمریکا درباره مسئله هستهای صرف میکند، به تحریمها و نه دیپلماسی اختصاص یافته است. آنها از واشنگتن خواستند تعادل ایجاد کرده و فراتر از برنامه هستهای با ایران وارد تعامل شده و درباره مسائل مختلفی که منافع مشترک دو کشور را در بر میگیرد مانند افغانستان، عراق و سوریه به بحث بپردازد. واقعیت این است که آمریکا هرگز تلاش نکرده است تا تعامل راهبردی واقعی با ایران داشته باشد.
ایرانیها نامزدی رئیس جمهوری میانهرو و وفادار به رهبر را انتخاب میکنند
ایرانیها در ژوئن 2013 رئیس جمهور جدید را انتخاب میکنند و به احتمال زیاد نامزدی میانهرو را برمیگزینند که به رهبر عالی انقلاب وفادار بوده و خواستار روابط حسنه با آمریکا باشد. واشنگتن باید راهبرد شکستخورده 34 ساله خود مبنی بر بکارگیری زور را کنار گذاشته و دستور کار جدیدی را برای صلح با ایران تدوین کند. نشان دادن حسن نیت از طریق اقدامات سازنده و معنادار رویکردی درست برای دستیابی به راه حلی صلحآمیز و جلوگیری از جنگی خانمانسوز خواهد بود. دادگاه عالی اروپا پس از دو سال و نیم کار حقوقی به اتحادیه اروپا دستور برداشتن تحریمها علیه یک بانک ایرانی را داد. اوباما به عنوان اولین گام به سوی کنترل تنشها و حرکت به سوی راه حلی دیپلماتیک میتواند از اجرای حکم دادگاه اروپایی جلوگیری نکند. این گزینهای ساده، حقوقی و سریع برای نشان دادن خیرخواهی آمریکا خواهد بود و به ایران فرصت برداشتن گامهای اعتمادساز دیگری را خواهد داد.



